“رخدادهای پهره، ماهیت نظام قضایی رژیم استعمارگر جمهوری اسلامی ایران را برملا می‌کنند”

“رخدادهای پهره، ماهیت نظام قضایی رژیم استعمارگر جمهوری اسلامی ایران را برملا می‌کنند”

“رخدادهای پهره، ماهیت نظام قضایی رژیم استعمارگر جمهوری اسلامی ایران را برملا می‌کنند”

نایت تیرباران کردن جوانان بلوچ در مقابل چشمان مادرشان، سوزاندن کولبران در ماشینهای باری، ربودن و تجاوز بە دختران بلوچ شباهتی پایەای بە جنایات روزمرە در دیگر استان‌ها با مشخصە اقلیت قومی، دینی و ملیتی  چون خوزستان، ترکمن صحرا و کوردستان دارد.

پلتفرم دمکراتیک ایران در بیانیه‌ای کتبی به ارزیابی رخدادهای اخیر در سیستان و بلوچستان پرداخت و خواستار همبستگی هر چه بیشتر خلق‌های تحت ستم در ایران شد.

متن بیانیه به شرح زیر است:

“دادگاه نە صحرائی بلکە خانگی و کشتار دو برادر در حضور مادر، شلیک مستقیم بە کولبرانی کە تنها جرمشان بلوچ بودن و بیکار بودنشان می‌باشد، دستگیر نمودن و ضرب و شتم روزانە کارگران و دستفروشان فرودست، تجاوز و ربودە شدن دختران بلوچی کە مورد ظلم مضاعف زن بودن در جامعەای سنتی-مذهبی بودە و برای حفظ آبرو حتی بە خود اجازە نمی‌دهند کە بە مراجع پزشکی مراجعە نمایند، واگذاری حق بهرەبرداری از بندر چابهار بە هندوستان در حالی کە مردم بومی در کپر زندگی نمودە وچند روز پیش ۷۰۰ آلونک در منطقە کپری جنگلوک بە دلیل آتشسوزی بە خاکستر بدل شد، شکنجە، کشتار و بە رودخانە انداختن ۲۳ شهروند افغانی در منطقە بە قصد ایجاد تنش میان مردم مرزنشین و کشور همسایە از معدود خبرهائیست کە در چند روز گذشتە شاهد آن بودەایم. 

استان سیستان و بلوچستان پس از استان کرمان، دومین استان پهناور کشور در جنوب ‌شرقی ایران واقع می‌باشد. این استان حدود ۱۸۱۷۸۵ کیلومتر مربع وسعت دارد و بیش از ۱۱ درصد وسعت ایران را در بر می‌گیرد. سیستان و بلوچستان ۱۱۰۰ کیلومتر مرز مشترک با کشورهای همجوار، افغانستان و پاکستان داشتە، ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و تنها استان ایران است که با پاکستان مرز مشترک دارد و هم‌چنین به دلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است به ویژه بندر چابهار که تنها بندر اقیانوسی ایران و آسان‌ترین و بهترین راه دسترسی کشورهای آسیای‌میانه به آب‌های آزاد است. با اشارە بە مساحت و موقعیت ژئوپولیتیکی این استان می‌توان بە اهمیت  این استان مرزی پی برد.

استانی کە بە درازا و قدمت تاریخ ننگین شیخ و شاە مورد ظلم و تبعیض مضاعف قرار گرفتە و برای دیگر ساکنان ایران زمین نیز آنگونە جا افتادە است کە این خطە از کشور مورد قهر الهی قرار دارد، خشک است و لم‌یزرع و سطح سواد مردم پائین و قوانین سنتی بر آن حاکم استانی کە عامدا از جانب حکومت و بە قصد آسیمیلە نمودن مردمانش، مورد بیشترین اجحاف قرار دادە شدە و از کمترین و ابتدائی‌ترین امکانات محروم است،  در واقع  بر روی کمربند فلزی و معدنی جهان قرار گرفته و با داشتن ذخایر مس، کرومیت، منگنز، سرب و روی، قلع، تنگستن، طلا و کانسارهای غیر فلزی، دارای ظرفیت‌های کم‌نظیری در بخش معدن می‌باشد.

سرزمینی خشک کە بە بهانە مبارزە با گروە تروریستی طالبان از جانب افغانستان بهرە ‌رداری از آب رود هیرمند بی بهرگشتە و همزمان رژیم ضد انسانی حاکم هیچ امکاناتی جهت کشاورزی و دامداری در اختیار مردم نمی‌گذارد. مردمی کە هیچ امنیت اقتصادی، بهداشتی و امنیتی را دارا نمی‌باشند. 

در زمینه آموزش می‌توان گفت کە این استان نمونە تبعیض ملی، قتلعام فرهنگی و عدم وجود عدالت آموزشی در ایران است کە مسبب از تحصیل بازماندن کودکان می‌باشد کە بە نوبە خود در آیندە موجب گسترش فقر و محرومیت در میان خلق‌های این منطقە خواهد شد.

در تب جانسوز کرونا شیوە آموزش در بسیاری از مناطق ایران جای خود را بە حضور در کلاسهای مجازی دادە و بدین ترتیب ۴۰۰ هزار دانش آموز سیستان و بلوچستان با عذر موجە فقر و عدم دسترسی بە امکانات آموزشی کامپوتری از آموزش محروم شدند. در استان سیستان و بلوچستان کە آرزوی بزرگ دختربچە‌ها و پسرهایش داشتن جفتی دمپائی تازە است، رژیم از ۷۰۰هزار دانش آموز خواستە است کە برای آموزش از طریق اینترنت ثبت نام نمایند از این تعداد دانش آموز ۴۰۰ هزار نفر به دلیل نبود اینترنت، نداشتن گوشی‌های هوشمند، فقر و عدم آشنائی دانش آموزان و والدین آنها بە کار کردن در فضای مجازی از تحصیل محروم شدند.

و اما دستگاە متعفن قضاوت و عدالت اجتماعی را اگر بخواهیم مورد بحث قرار دهیم شاید بهتر باشد بە سال ۱۳۹۷ بازنگری نمودە و بدین ترتیب هضم جنایت اخیر کە همانا تیرباران دو برادر در مقابل دیدگان مادرشان در پهره (با نام جعلی ایرانشهر) می‌باشد را راحت‌تر نمودە و بە عمق برنامە ژینوساید و نسل کشی این خلق محروم نگە داشتە شدە پی بریم.

خرداد ۱۳۹۷ چندین دختر و از جملە معدود خانمانی کە با وصف شرایط بە غایت سخت موفق بە اخذ مدارک تحصیلی گشتە و شاغل بودند، توسط نیروهای نظامی ربودە شدە و مورد تجاوز قرار گرفتند و تا بە امروز عاملین و آمرین آن جنایت شناسائی نگشتە‌اند.

روز چهار شنبە ۱۷ اردیبهشت ماە ۱۳۹۹ مامورین انتظامی رژیم با یورش بە منزل دو برادر بلوچ بە نامهای مهدی پوریان ۱۸سالە و محمد پوریان ۲۰ سالە آنها را با شلیک مستقیم گلولە در حضور مادرشان بە قتل رساندند و در صحفات مجازی بسیار کوتاە اعلام نمودند کە دو سارق مسلح را بە جزای اعمالشان رساندەاند.

جنایت تیرباران کردن جوانان بلوچ در مقابل چشمان مادرشان، سوزاندن کولبران در ماشینهای باری، ربودن و تجاوز بە دختران بلوچ شباهتی پایەای بە جنایات روزمرە در دیگر استان‌ها با مشخصە اقلیت قومی، دینی و ملیتی  چون خوزستان، ترکمن صحرا و کوردستان دارد.

جنایات هولناک رژیم در مناطق مختلف ایران با برچسپهای رنگارنگ «محارب با نظام»، «تجزیە‌طلب»، «بزهکار اجتماعی» و «حمل قاچاق» با هدف جلوگیری از قیام مردم و اتحاد ما در جهت براندازی صورت می‌گیرد و قطعا در مقابلش باید قاطعانە ایستاد.

این جنایات و رویکردهای ضد مردمی جمهوری اسلامی، رویکرد و شگردی بدیع بە حساب نمی‌آید جرا کە در طول سالیان دراز با ابزارها و شیوەهای مختلف سعی نمودە از اتحاد خلق‌ها جلوگیری نمودە و در میانشان بە بهانە‌های واهی نفرت پراکنی نماید، حق حیات بسیاری را چە علنی و چە در خفا بە اشكال گوناگون سلب نمودە و آنها را معدوم نماید. 

اعدام و تیرباران و ربودن زنان و دختران حتما فقط با چوبە‌دار و طناب و مسلسل انجام نمی‌گیرد، نگهداری اجباری انسان‌ها در محیط‌های پر تراکم از جملە زندان با وجود انواع بیماریهای مسری، عدم دسترسی بە مراکز بهداشتی و عدم برخورداری از خدمات پزشکی چە بە سبب مسافت از مراکز بهداشتی و درمانی، چە بە فقر اقتصادی، چە عدم آموزش قبلی در خصوص مواجە با انواع بیماری‌ها نە صرفا کووید-۱۹، ترویج روحیە‌ی یاس و ناامیدی و در نتیجە رشد تصاعدی آمار خودکشی خصوصا در بین کودکان و نوجوانان تنها مواردی چند از کشتار انسان‌ها از طریق فراهم کردن زمینە مرگ آنها می‌باشد کە مسئولیت آن بر شانە‌های حاکمیت سنگینی می‌کند و بسیاری اوقات انتقادات شدیداللحن فعالان حوزە های مختلف را برانگیختە کە البتە بە زندان و شکنجە و کشتار آنها انجامیدە است.

بی اهمیت دانستن و ناچیز شمردن اصل کرامت انسانی و جان آدمی و نقض همە حقوق او توسط جمهوری اسلامی موجب تعجب نیست اما نحوە و شدت سلب حق حیات انسانها در دورەهای مختلف و بە اقتضای زمان و شرایط موجود تعییرنمودە و گرنە ماشین کشتار همیشە در حال کار است!

در پایان لازم بە یاداوری می‌باشد کە ورای تمامی مسائل بحث شدە در متن، تورم فزایندە سودهای نجومی بورس، افزایش سرسام آور قیمت خودرو و ارزش کهکشانی مسکن، داشتن شماری از دارائی‌ها را برای بخش‌های بزرگی از مردم علی‌الخصوص مناطق عقب نگە داشتە شدە چون سیستان و بلوچستان، کوردستان، خوزستان، کهگیلویە و بویراحمد، ترکمن صحرا و… بە آرزوهای دست نیافتنی تبدیل نمودە است.

دولتها و حکومت‌های توتالیتر و دیکتاتور برای کاستن نابرابری کمبود سیاستی ندارند مشکل‌شان فقدان ارادە و عزم سیاسی می‌باشد. بە عبارتی در قبال این حکومت ضد مردمی کە در طول ۴۱ سال حاکمیت ننگینش ارمغانی جز کشتار، زندان، فقر، اعتیاد و اجحاف مضاعف برای اقلیتهای ملی، دینی و قومی نداشتە در واقع فقدان عزم سیاسی جهت مهار سازکارهای مولد نابرابری و تحقیر انسان در این کشور است.

احساس محرومیت و فقر نسبی، در کنار فقر مطلق و اجحاف در حقوق اولیە شهروندی مناطق محروم از جملە سیستان و بلوچستان نشانی از آیندەای خوشایند نیست.

حاکمیت در بحرانی‌ترین برهە‌ی خود قرار دارد و اتحاد تمامی خلق‌ها و ملیتهای ساکن ایران سند اجرائی سقوط کاخ ستم و ویران شدن زندانی بە بزرگی ایران می‌باشد.

پلاتفرم دمکراتیک ایران

۲۰۲۰/۰۵/۱۰ – ٢١ اردیبهشت ١٣٩٩”

IrConfederal

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *